دوربینهای مداربستهی شرکت چنددقیقه تأخیر دارد. میتوانی هر واقعهای را دو بار ببینی. یک بار در واقعیت، یک بار هم از نگاه دوربین. برنامهی دوربینها ایراد دارد و تصویرها محو و با لرزش دیده میشوند. به خصوص تصویرهای دورتر. به همین خاطر اشیاء ارتعاش دارند و این در شبهای بیمهتاب وهم میآورد و هر چیزی را به جنبندهای تبدیل میکند، مگر آنکه قبل از تاریکشدن هوا جا به جای شرکت را بگردی و نقشهاش را حفظ کنی و بدانی آن چیزی که دارد میرقصد فقط یک نخل فرتوت است و آن ماشینی که بی سر و صدا در تاریکی جلو میآید، یک قطره هم بنزین ندارد و یک ماه است سر جایش مانده...
بقیهی داستان را اینجا بخوانید: http://www.radiozamaneh.com/284669
برچسب:
نویسنده: نیکا طباطبایی